تبلیغات
°o.O ( خوشتیپ آقا ) O.o°
°o.O ( خوشتیپ آقا ) O.o°
دنیا که به آخر نرسیده... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
کدوم سرویس بهتری ارایه میده؟!؟!؟





فونت زیبا سازفونت زیبا ساز  فونت زیبا ساز            فونت زیبا سازفونت زیبا ساز  فونت زیبا سازفونت زیبا ساز   
[ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 02:32 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
نظرات

فیلم ساختن تو سینمای ایران یه سری اصول واحب الاجرا داره که بد نیست هممون اونارو بدونیم

به صحنه های مختلف یک فیلم ساخته شده در داخل ایران سری می زنیم :

صحنه ی شادمانی : 
الان یه دختره + باباش + شوهرش + مادر شوهرش تو حیاط واستادن , موبایل دختره زنگ می خوره و بهش خبر می دن تو المپیاد فیزیک تو جهان مقام اول رو کسب کرده  دختره از کنار شوهرش و باباش بدو بدو رد می شه تا به مادرشوهرش برسه و انون بغل می کنه و ماچش می کنه  شوهر دختره هم بابای دختره رو بغل می کنه و ماچش می کنه ! بعد همینجوری که جنس های موافق هنوز تو بغل همدیگه هستن , به مخالف ها هم تبریک می گن  یعنی دختره تو المپیاد تو جهان اول شد و باباش فقط بهش می گه : مبارکه دخترم ! 

صحنه ی غم و گریه : 
مشابه صحنه ی شادمانی  , یهو به دختره خبر می دن نصف فامیلاشون تو زلزله مردن ! بعد صحنه ی شادمانی تکرار می شه  ,با این تفاوت که جای روبوسی و اینا  ,تو سر همدیگه می زنن و عزاداری می کنن  دیگه اگه بغل کردن دختر و پدرش خیلی حیاتی باشه  , درحالی که پدر از اون ور حیاط و دختر از این ور حیاط دارن سمت هم می دوَ ن  (با آغوشی باز ) در لحظه ی رسیدن بهمدیگه  , یا اشک و گریه ی بقیه رو نشون می ده  , یا گلهای تو باغچه رو ! یا flashback می زنه و رفتگانش رو به یاد میاره 

صحنه ی خوابیدن ! :
اولا فقط وقتی می تونیم صحنه ی اتاق خواب رو به تصویر بکشیم که شوهر یک خانوم   , یا قهر باشه و خونشون نباشه  , یا ماموریتی جایی رفته باشه  , یا جلو تلویزیون رو کاناپه خوابش برده باشه. بعد دوربین از یک خانوم که وسط مرداد ماه با پالتو و روسری بلند و هدبند , تنهایی رو یه تخت دو نفره خوابیده رو نشون می ده که لحاف هم روشه !! اکثرا اینجور موقع ها تلفن زنگ می زنه و خانومه به حالت خوابالو بیدار می شه و جواب می ده تلفن رو و صحنه تموم می شه  فردا صبحشم , رو پالتویی که باهاش خوابیده بود , یه پالتو دیگه هم می پوشه و وسط مرداد ماه می زنه بیرون از خونه 

صحنه ی سیلی خوردن :
این صحنه تنها صحنه ایه که خوردن دست مرد به صورت زن هیچ اشکالی نداره  و دختری که تو روی پدرش واستاده  , یا زنی که از شوهرش انتقاد کرده , یه سیلی واقعی نوش جان می کنه و هیچ منعی هم نداره 

صحنه ی تصادف :
بازیگر با یه BMW دویست میلیونی در حال حرکته تو جاده  , کنترلش رو از دست می ده و میفته ته دره ! اونجا که کنترلش رو از دست می ده  , صحنه عوض می شه و یه پیکان مدل ۴۲ رو نشون می ده که تو دره منفجر می شه و آتیش می گیره  و راننده مرده یا زندش از همون BMW سوخته ( پیکان۴۲) بیرون کشیده می شه 

صحنه ی عروسی :
یه امت زن و مرد جدا جدا و با فاصله ی زیاد واستادن , آهنگ شاد پخش می شه ,ولی هیشکی حتی تکون هم نمی خوره و ثابت واستادن ! مرد ها گاه گاهی دست می زنن ولی زن های مجلس حتی دست هم نمی زنن و مثل ماست ثابت واستادن ! همشونم هدبند دارن زیر شالهاشون! عروس هم آرایشگاه نرفته نشسته سر سفره عقد !! البته همیشه یه دختر کوچولوی ۳ یا حداکثر ۵ ساله اون وسط داره می رقصه و همه اونو نیگاه می کنن فقط  

پارتی :
همیشه رییس باند بزرگ مواد مخدر  , پارتی های شبانه برگزار می کنه بدون استثنا  بعد ... می خوان نشون بدن که تو خونه ی این رییسه  , دختر پسرا جمعن و پارتی براهه  , یه در رو نشون می دن که چند تا شیشه ی مات روشه ! بعد از پشت شیشه ها رقص نور دیده می شه  و صدای آهنگ ترنس و تکنو به گوش می رسه ! با این نشونه ها می فهمیم که اونجا پارتی راه انداختن ! این صحنه بیشتر از ۱۲ ۱۳ثانیه طول نمی کشه ! 

یک نکته مهم !:
این نکته هم حتما باید رعایت شه که ... علاوه بر اینکه آدم بدا اسمشون کامبیز و روزبه و فرشاد و اینا  , و آدم خوبا همیشه حسین و رضا و ابوالفضل و ... هستن !  , یک پسر یا دختر fashion یا خوشتیپ  , حتی یک درصد هم امکان نداره که آدم خوبی بوده باشه  اوایل فیلم اون پسرا و دخترای خوشتیپ خوش می گذرونن  و مردای ریشو و زنهای چادری نقش خاصی تو فیلم ندارن و گاهگاهی صحنه ی نماز ازشون پخش می شه  , بعد آخر فیلم همه ی خوشتیپ ها قاتل و جانی و متجاوز و اینان  و دستگیر می شن و پشیمونن  , ریشوها و چادری ها به خوشبختی می رسن 

یک مدل جدید :
جدیدا هم یک پلیس پاک و منزه که ازدواج کرده و یکی دو تا بچه هم داره , زنش با زن همسایه صمیمی شده و این آقا پلیس ریشو , همش به زنش می گه : با اون نگرد ! اون زن خوبی نیست ! بعد آخر فیلم , اون زن همسایه یا بچه دزد از آب درمیاد , یا شیطان پرست و قاتل و این صحبتا 



[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
در در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،

:با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.

با عشق،
پسرت،
John
پاورقی 

پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوستت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]

تقلب چیست؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده که آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو!


مراقب چیست؟

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد!                                                                                                              سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !                                گالری ضدحال ! موجودی که  روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟                                                                                                          یک نوع تله موش زنده!


دعای پاس کردن ترم:

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ !


دانشجو چیست؟

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند ! معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد ! مخصوصا شب امتحان !


یه تعریف دیگه از دانشجو:

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است. ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!


استاد چیست؟

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما ،بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع  واقسام شفا ، ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !


دعای شب امتحان:

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه: اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.                                                                                                آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه !


آیه امتحانی:

هان ای کسانی که  ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند!                             ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان!


توصیف شب امتحان:

شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن  نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند. شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !


سخنان امتحانی:

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ! (کی اس الیت)

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند ! (آلبرت انیشتین)


[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]


 

پسرها و تقلب در امتحان - طنز

 

 

حتی اگر تجهیزاتتان را بگیرند

 

پسرها و تقلب در امتحان - طنز

 

 

حتی اگر تفتیش بدنیتان کردند

 

پسرها و تقلب در امتحان - طنز

 

 

تک تک لباسهایتان را وارسی کنند

 

پسرها و تقلب در امتحان - طنز

 

 

و شما را بی دفاع مقابل برگه امتحان بگذارند


.

.

.

.

باز هم میتوانید...!!!

 

پسرها و تقلب در امتحان - طنز


[ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 02:36 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
دونفر عاشق هم میشن میرن پیاده روی

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

ومیرررن
.☻♥☻
\█/.\█/
... .||. .||.

ومیررررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیررررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیرررن
.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیرررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.

ومیرررن
.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

ومیرررن
.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.

ومیررررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیررررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیرررن
.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
ومیرررن

.☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.

ومیرررن

خوب حالا شما چرا دنبالشونید بزارید راحت باشن...فضولااا

[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]

بعضی از اصناف , مخصوصا لباس فروش ها , یه سری دروغ های عجیب غریبی سر هم می کنن برا آب کردن جنس هاشون ,که بد نیست یه نگاهی بهشون بندازیم :

۱ . می گن : به ابوالفضل , به قرآن ,به حضرت عباس قسم خودم ۱۱هزار تومن خریدم , دارم ۱۲هزار تومن به شما می دمش !

حقیقت : جنس براش ۲۵۰۰ تومن تموم شده ! تازه اونم با حساب هزینه ی بار و همه چی !!

۲ . می گن : این شلوار اصل D&G ه و خودم تو سفری که به ایتالیا داشتم , تونستم ۵ نمونه از این شلوار رو وارد ایران کنم!

حقیقت : شلوار دوخت خیاطی اصغر آقا , خیابون جمهوری ! درضمن بزرگترین و دورترین سفر یارو :با قطار با دوستاش رفتن مشهد و برگشتن!!

۳ . می گن : بخاطر اینکه با هواپیما آوردمش , برا خودمم گرون تموم شده , وگرنه اگه جا داشت , تخفیف می دادم بهتون!

حقیقت : ۳۰۰ تا از همین شلوار رو پیک موتوری با گرفتن ۱۵۰۰ تومن, از خیاط خیابون جمهوری تا مغازه آورده ! یعنی هزینه ی حمل و نقل : ۵ تا یک تومنی برای هر شلوار !! 

۴ . می گن : این کاپشن چرم اصله و چرمش از مرغوب ترین گاو های شمال آفریقا تهیه شده !

حقیقت : جنس کاپشن پلاستیکه ! از زباله های بازیافتی جنوب شهر تهیه و تولید شده!!

۵ . می گن : خیلی خوش شانسین! همین یه دونه کفش شماره پای شما رو داشتیم که می دیمش به شما ! مبارکتون باشه!

حقیقت : توی انبار از همون کفش و همون سایز , ۷۰۰ جفت موجوده ! چون تو یه کارگاه که کفش فله تولید می کنه , دوخته شدن!

۶ . می گن : خودم از همین لباس برداشتم برا خودم , ۶۰بار شستمش و هیچیش هم نشده !

حقیقت : لباس رو می خرین و می برین و می پوشین و همون اولین باری که می شورینش, رنگ و حالت و همه چیش ضربدر صفر می شه !

۷ . می گن : همین لباس رو تو یه محله ی بالاتر, ۳ برابر این قیمت می دن .

حقیقت : بر عمه ی دروغگو لعنت !!

۸ . می گن : اینی که رو تن مانکن می بینین , لباس مورد علاقه ی Enrique است !

حقیقت : حسن شماعی زاده هم افتخار نمی ده اون لباس رو بپوشه

۹ . می گن : با این تی شرت جذابیتتون چند برابر می شه و تو دل هر جنس مخالفی جا خواهید داشت!

حقیقت : اونو که بخرین و بپوشین ,همین ۲ تا ابله هم که خاطرخواتون بودن,ازتون قطع امید می کنن 

۱۰ . (شما در حال پرو هستین) می گن : اندازش خیلی خوبه ! خیلی با هیکلتون جوره و عالی شدین با این لباس !

حقیقت : لباس انقدر براتون تنگه که کافیه دستاتون رو به طرف جلو باز کنین تا لباسه از وسط جر بخوره!

۱۱ . می گن : اگه این لباس رو همین الان نخرین , حتما حتما تا شب یکی دیگه می خرتش و دیگه از این لباس هیچ جا گیر نمیاد!

حقیقت : همون لباس چند ماهه رو دستشون باد کرده و هیچ مشتری براش پیدا نشده! تو انبار هم کلی از همون لباس داره خاک می خوره و از ترس موریانه و این جور جونورا,نفتالین گذاشتن لای لباسا

۱۲ . اینم فرمول حراج و تخفیف دادنشون! :

لباس ۳۰۰۰ تومن براشون تموم شده ۲۵۰۰۰ تومن می فروختنش. الان حراج زدن خیر سرشون ! و با ۱۵٪ تخفیف باورنکردنی !!! , اون لباس ۳۰۰۰ تومنی رو , ۲۱۲۵۰ تومن دارن می فروشن و ملت هم خوشحالن و دارن با ذوق و شوق می خرنش و خرکیف می شن از اینکه این همه تخفیف گرفتن 


[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
معلم به دانش آموزان میگه :
الف = ب
ب = ج
پس : الف = ج
دانش آموز میگه:
من شما را دوست دارم.
شما دخترتان را دوست دارید.
پس من دخترتان را دوست دارم.

[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]

♣♣ دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ،

دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم

اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ،

اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم !


[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
+15 
ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:58 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
این منم بدون موزیک....

[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
فیقمون دوست دختر داشت تا چند وقت پیش نگران بود نره خیابون واسش اتفاقی نیفته
الان میترسه بمونه تو خونه تو فیس بوک یکی مخشو بزنه !!!

نتیجه اخلاقی :

جدا از شوخی این سایت مزخرف چی داره که مملکت ما رو اینجوری فلج خودش کرده
یارو و دیدم عکس عروسیشو گذاشته بود
یکی دیگه عکس خودشو خواهر و والده گرامی
بعد میگن جوک نسازین …

[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
تو ۱۰ سالگی : " ولم کنین "

تو ۱۶ سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"

تو ۱۸ سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"

تو ۲۵ سالگی : " حق با شما بود"

تو ۳۰ سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "

تو ۵۰ سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"

تو ۷۰ هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!

بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]

به کودکی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : بازی .
به نوجوانی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : رفیق بازی .
به جوانی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : پول و ثروت .
به پیرمردی گفتند : عشق چیست ؟
گفت : عمر .
به عاشقی گفتند : عشق چیست ؟
چیزی نگفت . آهی کشید و سخت گریست ...


[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
             
کلاغ پر 
گنجشک پر
دلم پر

اگه به یادم نباشی 
تو هم پر


[ پنجشنبه 4 خرداد 1391 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ امیر خوشتیپه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب